يوهان ماينسي كه از تورنه ميگذشت، آبمرواريد هر دو چشمش را عمل كرد. ژيل دو سال بعد در پانزدهم اكتبر 1353 درگذشت و در كليساي صومعه به خاك سپرده شد.
آثار تاريخي او كه همه به لاتيني است، عبارت است از: 1) گزارش انحطاط و رونق صومعهٴ سن مارتن ؛ 2)
رساله در باب رسوم همان صومعه؛ 3) وقايع سالهاي 1294 تا 1348 با مقدمهٴ كوتاهي دربارهٴ رويدادهاي پيشين؛ 4) ذيل وقايع بهصورت سالنامه تا سال 1352 شامل گزارش عمل آب مرواريد چشمانش در سال 1351. تاريخي كه پيرمرد نابينا تقرير كرده، بيشتر بهصورت خاطرات است، ولي خاطراتي كه در طي زندگي درازش بهصورت مطلوبي آنها را يادداشت و ضبط كرده است. لومويزي امكان يافته بود تا بسياري از مردان نامي عصر خويش را ملاقات كند؛ مردي صاحب تجارب بسيار، صاحب ذهني نقاد، دقيق و با وجود علاقهاش به فرانسه، بسيار بيطرف بود و تاريخ او بد نوشته شده، ولي براي تاريخ تورنه و فلاندر در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم، مرجع بسيار با ارزشي است؛ به ويژه از نظر فرهنگي بسيار جالب است. گزارش خوبي از محاصرهٴ تورنه در سال 1340 از آمدن تازيانهٴ زنان به آن شهر در سال 1349 و از طاعون سياه عرضه ميكند.
ژيل اشعار اخلاقي و ديني بسياري به زبان فرانسوي سرود كه سست و كم ارزش است؛ وقتي آنها را تقرير ميكرد، كاملاً پير شده بود؛ آنها يك ستايشگر زمان حال، ولي روح پيري نجيب و ساده را نشان ميدهند. او با ملايمت و مهرباني روش دانشجويان و ارباب حِرَف گوناگون، راهبان، راهبگان و غيره را انتقاد ميكند.
ژان لوبِل
وقايعنگار بلژيكي (ليژي)، از بزرگترين وقايعنگاران عصر خويش (حدود 1290ـ1370).
ژان لوبِل در حدود 1290 يا اندكي پيش از آن، در ليژ زاده شد. از هر دو سو متعلق به خانوادههاي برجستهٴ آن شهر بود؛ پدربزرگش، پدرش و يكي از برادرانش عضو انجمن شهر بودند. او در سال 1313 يا پيش از آن، كانن كليساي سن لامبر ليژ شد. در سال 1327 تحت فرمان ژان دو هينو حاكم بومون (وفات: 1357) در جنگ انگلستان برضد اسكاتلند شركت جست. در پيري صاحب دو فرزند دوقلو شد كه به تربيتشان پرداخت و ثروت سنگيني برايشان به ارث گذاشت. در پانزدهم فوريهٴ 1370 درگذشت.
او پيشاهنگ فرواسار بود، كه تا حدود زيادي مرهون اوست. تاريخ حوادث فرانسه، بلژيك، انگلستان و آلمان را از سال 1326 تا 1361 نوشت. بخش نخست آن تا سال 1341، پس از سال1352 نوشته شد و بقيه بهتدريج پس از آن. او بهطور چشمگيري صادق و بيطرف است، به همان اندازه كه براي يكي از هموطنانش در آن زمان امكان داشت (يعني بيش از يك فرانسوي يا